X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1387

سوسول های مکه

رسیدم هتل...امیر می خواست تا شام سر خودشو گرم کنه...منم باهاش همراه شدم...این دفعه از سمت چپ هتل دارهادی رفتیم... راسته موبایل فروشی هاشون بود عین جمهوری خودمون پر از نمایندگی سونی و نوکیا و سامسونگ و یه خروار جوونک عرب بی کار...تنها غیر عربشون ما ۲ تا بودیم ... 

مردم عادیشون آدم های خوشبرخوردین... ولی امان از دست این شرطه ها و امر به معروفی هاشون  

یه سری موبایل که آمار قیمتشونو تو تهران داشتیمو قیمت کردیم «ان ۸۱» با ۸ گیگ رم حدودا ۴۰ تومنی از تهران ارزون تر بود ...گارانتیاشون هم معمولا الاتصالاته 

 

با حال ترین چیزی که دیدیم و کلی تفریح داشت یه سری بچه سوسول و فشن بود... 

مجسم کنید: 

یه جوون ۱۷-۱۸ ساله عرب با دشتاشه و چفیه قرمز به روی شونه با موهای سیخ سیخی!! 

یکی شون هم موهاشو تا شونه بلند کرده بود و یه چیزی شبیه تافت هم بهش زده بود...اونوقت یه کلاه پشمی تا زیر گوشاش کشیده بود به سرش! 

فقط فک کن! ...کلاه پشمی توی اون گرما...کلی هره کره داشت دیدن این منظره. 

 

بر گشتیم هتل ...شام چلو مرغ بود...جای شما خالی.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد